Custom Search
| Translate | Print | A | A | A |

خواننده اى در سايه
سرگذشت موسيقى سنتى ايران در جريان نوسازى ها و نوآورى هاى يكصد سال اخير چهره هاى ريز و درشتى را به ما مى نماياند كه هر يك به سهم خود نقشى ايفا كرده اند. ولى جاذبه چهره هاى درشت، ديگران را در سايه قرار داده است تا آن جا كه مى روند كه فراموش شوند.چندى پيش به تصادف با «يحيى معتمد وزيرى» آشنا شديم كه نامش را در گوشه هائى از «سرگذشت موسيقى ايران» نوشته روح الله خالقى ديده بوديم. او از خوانندگان سنتى و بومى در نخستين اركستر انجمن موسيقى ملى بوده و در نخستين كنسرت انجمن، در مهر ماه سال ،۱۳۲۳ شركت داشته است. سينه اى پر از خاطره دارد. بايد در فرصتى مناسب با او بنشينيم و بشنويم. ديدار با او، ولى، ما را به ياد خواننده اى ديگر برد كه زودتر از او- و از ديگران- كار خود را آغاز كرده و بعد به كلاس ها و كنسرت هاى انجمن موسيقى ملى نيز رونق بسيار بخشيده است. او «عبدالعلى وزيرى» نام دارد كه اينك در خرداد ماه، شانزده سال از مرگش مى گذرد. «عبدالعلى»، پسر عموى «علينقى وزيرى» -استاد نام آور موسيقى ملى- به روايتى در سال ۱۲۹۰- و به روايتى ديگر ۱۲۹۳- در تهران زاده شده و در همان نوجوانى، به محض آن كه پسر عمويش مدرسه موسيقى خود را- در سال ۱۳۰۲- بنياد كرده در آن نام نوشته و به آموختن تار و آواز پرداخته است. هنگامى كه دو سال بعد، در سال ۱۳۰۴ «كلوب موزيكال» وزيرى نيز گشايش يافته، عبدالعلى آن قدر توانائى داشته كه آفريده هاى پسر عموى خود را بخوانداهميت اين همكارى از اين روست كه وزيرى بزرگ (علينقى) در آن سال ها دربدر در جستجوى خوانندگانى بود كه بتوانند از عهده اجراى آفريده هاى- نه چندان آسان- او برآيند. او خواننده اى مى خواست كه حنجره اش معتاد به اجراهاى مطلقاً سنتى نشده باشد. «قمر» را مى ستود ولى صداى او را مناسب براى اجراى آهنگ هاى خود نمى ديد. پيش از هر چيز انديشيده بود كه مى تواند صداى پسر عموى خود را آنگونه كه مى خواهد پرورش دهد. شور و شوق عبدالعلى براى آموختن او را در اين انديشه استوارتر مى ساخت دكتر ساسان سپنتا، موسيقى شناس مى گويد كه شور و شوق عبدالعلى چنان بود كه در همان مدرسه اقامت گزيده بود. در نتيجه خيلى زود زير نظر مستقيم وزيرى، ... به دقايق خوانندگى آهنگ هاى او واقف گشت و بهترين اجرا كننده آثار او به شمار مى آمدكوشش و جستجوى وزيرى براى يافتن «خواننده مناسب زن» نيز به زودى به نتيجه رسيد. «حسين استوار»، آموزگار تار در مدرسه موسيقى، «روح انگيز را يافته و كوشيده بود او را در قالب همان خواننده اى درآورد كه وزيرى مى خواست. وزيرى به يارى اين دو خواننده يعنى روح انگيز و عبدالعلى وزيرى، در آغاز كار توانست، آفريده هاى خود را و از آن راه طرح ها و شيوه هاى خود را به جامعه بشناساند. شايد به دليل همين نياز مبرم مدرسه وزيرى به «خواننده» بود كه عبدالعلى به ساز اصلى خود كه تار باشد توجه كمترى نشان داد و به قول روح الله خالقى «هر چند در تار پيشرفت كرد... و تارش زنگ تار استادش را داشت».... ولى پشتكار چندانى به خرج نداد و نتوانست از نظر تار نوازى جانشين استاد شود. اين جانشينى ولى در آوازخوانى پيش آمد. پيش از آن كه عبدالعلى آوازخوانى بياموزد، علينقى وزيرى، خود آفريده هاى خود را مى خواند. صدائى گرم در مايه «باريتون» داشت و در سفر تحصيلى پاريس و برلين، يكى دو كلاس آواز را نيز با موفقيت گذرانده بود. نمونه هائى از صداى او، تنها يا همراه با صداى روح انگيز، در قالب «دوئت»، در صفحات قديمى ضبط شده است. عبدالعلى كه پرورده شد، وزيرى جانشينى براى خود در آوازخوانى پيدا كرد كه صدايش شايد از نظر سازگارى با موسيقى ايران، بر صداى خود او نيز برترى داشت خالقى صداى عبدالعلى وزيرى را بسيار ستوده و گفته است: «صوت هديه اى است، خداداد و «عبدل» هم از بندگان طرف توجه و مهر خداوند بوده است! با تعليمات استادانه كُلنل علينقى وزيرى صدايش لطف خاصى پيدا كرد كه براى خواندن آهنگ هائى كه به سبك موسيقى وزيرى ساخته شده باشد «منحصر به فرد» است. تاكنون هيچ خواننده اى نتوانسته است آهنگ هاى كلنل را به خوبى او بخواند.» خالقى براى اين «خوب خواندن» به جز صداى خوش و تعليمات كافى، دليل ديگرى را نيز پيش مى كشد؛ درك و دريافت خواننده از آن چه كه مى خواند- «عبدالعلى وزيرى آهنگ هاى كلنل را خوب مى فهميد و چون از آغاز كار خوانندگى با استاد مأنوس بود و روش خواندن خود او را هم ديده بود، به سبك او علاقمند و دلبسته شد و بهتر از ديگران توانست از عهده خواندن ساخته هاى او برآيد«عبدالعلى» با صداى «مطبوع گرمى» كه داشت، به زودى بر رونق كار اركستر مدرسه موسيقى افزود. «شنوندگانى كه صداى او را مى پسنديدند»، به گواهى خالقى، راحت تر آهنگ هاى نوآورانه كلنل را «به دل پذيرفتند». سامان گرفتن كار آوازخوانى، شايد سبب شد كه عبدالعلى كه «تار» را در سايه قرار داده بود، از نو با پشتكار به سراغ آن برود و علاوه بر تار حتى به نواختن «تار باس» در اركستر مدرسه مشغول شود
*
-عبدالعلى وزيرى در سال ،۱۳۰۸ آموزشگاهى براى موسيقى بنياد كرد و يك سال بعد، در «مدرسه موسيقى دولتى» كه بعدها به هنرستان ملى موسيقى (كنسرواتوار تهران) تبديل شد، به آموزاندن آواز پرداخت. در واقع به هر كجا كه كلنل مى رفت، عبدالعلى نيز با او همراه مى شد. با اين همه از سال ۱۳۱۴ به مدت شش سال مدرسه هاى موسيقى را ترك گفت و به استخدام مؤسسات دولتى و نيمه دولتى درآمد. دو سالى را در بانك سپه، دو سالى در بانك ملى و دو سه سالى را در «بنگاه راه آهن دولتى» گذرانيد. ولى باز از سال ،۱۳۲۰ به «اداره موسيقى كشور» و هنرستان عالى موسيقى، كه سرپرستى هر دو از نو به كلنل واگذار شده بود، بازگشت.
عبدالعلى وزيرى از سال ،۱۳۲۲ به همكارى با راديو ايران پرداخت و مى گويند، نخستين خواننده مردى است كه در برنامه گل هاى جاويدان- پيش از بنان- شركت جسته است
*
*عبدالعلى وزيرى، واسطه بهره ورى جامعه موسيقى ايران از دو صداى ناب نيز شده است. نخستين صدا از آن غلامحسين بنان بود. او را كه با «حُسن خداداده اش در راديو آشنا شده بود، به اداره موسيقى كشور برد و به روح الله خالقى معاون اداره معرفى كرد. خالقى نيز ماجرا را براى «كلنل» تعريف كرد و به اين ترتيب بنان از «اداره كل غله و نان» به اداره راديو منتقل شد!
-دومين صدا از آن دختر جوانى بود كه از بابل به تهران آمده و معلم موسيقى مدرسه، صداى خوشش را كشف كرده بود. معلم دختر جوان را به اداره موسيقى كشور و باز نزد خالقى برد و خالقى او را به دست عبدالعلى سپرد. يكى دو سالى بعد صدا، با دقت و مراقبت عبدالعلى، پرورش يافت و خواننده اى را به جمع خوانندگان راديو افزود. بعدها خالقى بر او نام برازنده «دلكش» را نهاد. از جمله خوانده هاى معروف عبدالعلى وزيرى مى توان از «خريدار تو»، با شعر سعدى، «نيم شب»، با شعر حافظ و غمگين با شعر رودكى، همه در پيوند با آهنگ هاى نوآورانه اى از كلنل، ياد كرد
اين نكته را هم بگوئيم كه مى گويند آلودگى هاى اعتيادى عبدالعلى وزيرى را از پيشرفت بيشتر بازداشته است. خالقى تنها به اشاره مى گويد كه «حيف! قدر صداى خود را ندانست و چنان كه شايسته بود از اين نعمت الهى توجه و نگهدارى نكرد
اشاره آشكارتر از آن «مرتضى عبدالرسولى» است، موسيقيدان غالباً پشت پرده و سنتور نواز- «با اعتيادات خانمان برانداز و عيش و نوش هاى شبانه كه تا صبح ادامه مى يافت، از آن نعمت پر ارزش الهى چيزى باقى نگذاشتبا اين همه نام او در لابلاى برگ هاى تاريخ موسيقى سنتى نوآورانه مى ماندعبدالعلى وزيرى در چهارم خردادماه سال ۱۳۶۸ در تهران درگذشت